تبلیغات
تبلور هنر.. - مبانی تناسب، تعادل،حركت و ریتم
تبلور هنر..

مبانی تناسب، تعادل،حركت و ریتم

یکشنبه 3 آذر 1392

نوع مطلب :مبانی هنر های تجسمی، 

تناسب

تناسب مفهومی ریاضی است كه در هنر تجسمی بر كیفیت رابطه ی مناسب میان اجزای اثر با یكدیگر و با كل اثر دلالت دارد. تناسب یكی از اصول اولیه ی اثر هنری است كه رابطه ی بصری هماهنگ میان اجزای آن را بیان می كند.
می توان در یك تابلوی نقاشی روابط متناسبی میان خطوط سیال خیال انگیز، رنگ ها و وسعت سطوح برقرار كرد و یا در یك اثر حجمی روابط مناسبی میان فرورفتگی و برجستگی ها، فضی منفی و فضای مثبت، بافت ها و سطوح مختلف ایجاد كرد.
همانطور كه گوش یك نوازنده بلافاصله وجود یك نت خارج را تشخیص می هد، یك دیده ی حساس و كارآزموده به سرعت عدم تناسب میان رنگها و شكل های یك اثر تجسمی را می بیند.


 



تناسب طلایی

تناسب در اندازه ها از قوانین خاص پیروی می كند كه به آنها اصول و قواعد تقسیمات طلایی و یا تناسبات طلایی گفته می شود. بر اساس تناسبات طلایی یك پاره خط را می توان طوری به دو قسمت تقسیم كرد كه نسبت قسمت كوچكتر به قسمت بزرگتر مساوی با نسبت قسمت بزرگتر، كل پاره خط باشد. این نوع تقسیم از نظر بصری و همین طور از نظر منطقی نسبت های زیبایی را میان اجزا با یكدیگر و با كل پدید می آورد كه هم در معماری و هم در هنرهای بصری از آن استفاده بسیار شده است.

 

تعادل

در طبیعت همه چیز به شكل متعادلی جاری است. از جمله آمدن شب و روز از پی یكدیگر، تغییرات فصل ها و بسیاری از پدیده های دیگر.
وجود تعادل یكی از لوازم زندگی بشر است. بر همین اساس در هنر نیز تعادل اجزای اثر نقش عمده ای دارد. در یك اثر تجسمی وجود تعادل بصری برای ایجاد تأثیر مثبت بر مخاطبان ضروری و لازم است. در صورت عدم تعادل میان نیروهای بصری مختلف پیام اثر خوشه دار می شود و تأثیرگذاری خود را از دست می دهد. به طور طبیعی انسان هنگام مشاهده ی چیزها آن ها را با محورهای افقی و عمودی در ذهن خود مقایسه می كند و وجود یا عدم تعادل را در آن ها تشخیص می دهد.
اثر هنری بدون تعادل و هماهنگی میان اجزایش، اثری ناقص خواهد بود كه قادر به ارائه مطلوب پیام مورد نظر هنرمند نخواهد بود.

 

ایجاد تعادل بصری

می توان در سطح یك اثر تسجمی عناصر بصری را نسبت به محور افقی و عمودی آن اثر سازمان دهی كرد.
در صورت عدم سازماندهی صحیح نیروهای بصری و خدشه دار شدن هماهنگی میان اجزای یك تركیب انرژی بصری عناصر یكدیگر را خنثی می سازند.
در واقع وجود تعادل در یك اثر تجسمی مبین تأثیرگذاری متناسب و هماهنگ همه عناصر در آن تركیب می باشد. چنانچه انرژی بصری همه عناصر به گونه ای سامان داده شود كه هیچ بخشی از اثر انرژی بصری دیگر بخش ها را از میان نبرد و باعث اغتشاش بصری نشود، تركیبی موزون و متعادل به وجود می آید. در سامان بخشیدن به یك اثر متعادل ، تیرگی – روشنی، رنگ ، اندازه و محل قرار گرفتن عناصر بصری در فضای كار دخالت دارند. ضرورت ایجاد تعادل نه تنها در سطوح و آثار دو بعدی بلكه در همه ی آثار تجسمی به ویژه در مجسمه سازی از اهمیتی اساسی برخوردار است.

 

انواع تعادل

الف) تعادل متقارن :‌به كارگرفتن تعادل قرینه ساده ترین روش برای ایجاد تعادل بصری است. زیرا همه چیز نسبت به محورهای افقی، عمودی و مورب كه از وسط اثر عبور می كنند سنجیده می شوند. تعادل قرینه كاملاً طبیعی و سهل الوصول است به راحتی قابل درك می باشد.

ب) تعادل غیر متقارن :‌در این روش ایجاد تعادل بصری بر اساس فاصله ی شكل ها، عناصر نسبت به محورهای افقی، عمودی و مورب در وسط كادر تعیین نمی شود، بلكه انرژی بصری شكل ها بر اساس اندازه ، جهت ، تیرگی – روشنی ، رنگ، بافت و جای آنها نسبت به یكدیگر و نسبت به كادر تصویر مشخص می شود. در تركیب هایی كه از تعادل غیرمتقارن استفاده كرده اند انرژی بصری پرتحرك و پویاتر احساس می شود.
در هنر معاصر به واسطه ی پیچیده تر شدن جوامعف شكل زندگی و نگاه مخاطبان آثار هنری، بیشتر از تعادل غیرمتقارن بهره گرفته می شود.

 

توازن

هر گاه در یك اثر تجسمی انرژی بصری اجزای آن با یكدیگر و نسبت به كل اثر متعادل باشند. آن اثر دارای تركیبی متوازن خواهد بود. اگر چه ممكن است اجزای آن نسبتبه یكدیگر قرینه نباشند در واقع توازن بیان كننده روابط متعادل عناصر بصری در یك تركیب غیرمتقارن است. شكل زیر مسئله توازن میان اجزای یك اثر را به صورت ساده ای نمایش می دهد.

 

كنتراست

كنتراست به معنای تضاد، تباین و كشمكش متقابل میان عناصر و كیفیت بصری است. كنتراست ارتباط منطقی و در عین حال متضادی را میان اجزا و عناصر مختلف یك تركیب و یا یك اثر هنری بیان می كند. بهره گرفتن از كنتراست در آثار هنری باعث جلوه ی بیشتر معنی، گویاتر شدن حالت، قوی تر نشان دادن احساس و در نتیجه انتقال مفاهیم و پیام ها به شكلی مؤثرتر و عمیق تر است. در حالی كه عدم بهره گیری از كنتراست در كیفیات و عناصر تأثیر گذار معمولاً باعث یكنواختی ، ملال و ناپایداری در تأثیرگذاری و عدم جذابیت اثر می شود. در هنر تجسمی تباین یا همان كنتراست بیانگر كیفیتی حسی ناشی از عملكرد متقابل دو یا چند خصوصیت متضاد عناصر بصری است. این تباین ها را می توان از نظر اندازه، جهت، حالت ، رنگ ، تیرگی ، روشنی و بافت شكل ها و یا از نظر فضای پر و فضای خالی ، حجم مثبت و حجم منفی، فرورفتگی و برجستگی، شكل و زمینه مورد بررسی قرا داد. البته كنتراست رنگ نیز بعداً مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

 

حركت

حركت به معنای تغییر و جابه جایی در مكان و در زمان است. اما این معنا بیشتر به حركت مكانیكی اطلاق می شود . در حالی كه حركت معنایی عمومی تر و عمیق تر نیز دارد.
حركت به عنوان یكی از مظاهر حیات در هنر نیز كاربردهای خود را دارد. نمایش حركت در هنر تجسمی با تكرار و توالی یك شكل یا یك حالت به وجود می آید و معمولاً نمایشگر نوعی ریتم ( ضرب آهنگ) است. در همین حال اشكال كشیده ی عمودی و افقی و خطوط مداوم و جهت دار و نیز تكرار آنها به دلیل هدایت نگاه از سمتی به سمت دیگر می توانند بیانگر حركت بصری باشند.

 

 

ریتم ( ضرب – آهنگ)

ریتم با ضرب – آهنگ واژه ای است كه معمولاً در موسیقی به كار می رود اما در هنرهای تجسمی نیز مرسوم است. در هنر تجسمی ریتم معنایی تصویری دارد و عبارت است از تكرار، تغییر و حركت عناصر بصری در فضای تجسمی ، به عبارت دیگر تكرار منظم و متوالی یك عنصر تصویری ضرب – آهنگ بصری را به وجود می آورد.

 

انواع ریتم

1- تكرار یكنواخت :
در این نوع ضرب – آهنگ یك تصویر به طور یكنواخت و به صورت متوالی تكرار می شود. نمای خطی آن در شكل آورده شده است.

2 – تكرار متناوب :
در این ضرب – آهنگ یك عنصر بصری تكرار می شود اما تكرار آن با تغییرات متناوبی متنوع خواهد شد و هر بار عكس العمل مخاطب و توجه او را با یك حركت یا یك تصویر میانی تحت تأثیر قرار می دهد. نمای خطی آن در شكل نمایش داده شده است.

3 – تكرار تكاملی :
در این نوع ضرب – آهنگ یك تصویر و یا یك عنصر بصری از یك مرتبه و حالت خاص شروع می شود و به تدریج با تغییراتی به وضعیت و یا حالتی تازه تر می رسد، به طوری كه نوعی رشد و تكامل را در طول مسیر تغییرات خود به دنبال خواهد داشت. نمای خطی آن در شكل نشان داده می شود.

4 – تكرار موجی :
این نوع ضرب آهنگ كه عمدتاً با استفاده از حركت منحنی سطوح و خطوط به وجود می آید و از نوعی تناوب هم برخوردار است نمونه ی كاملی از ضرب – آهنگ تجسمی است كه در فضای معماری، حجمی و تصویری وجود دارد و به شكل مأنوسی با زندگی انسان پیوند خورده است. نمای خطی آن در شكل نشان داده می شود.

منبع


Can you get taller with yoga?
یکشنبه 15 مرداد 1396 11:53 ب.ظ
Hi, i think that i saw you visited my site so i came to “return the favor”.I'm trying to find things to improve my website!I suppose its ok to use
some of your ideas!!
Trisha
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:25 ب.ظ
It's awesome for me to have a website, which is helpful in favor of my know-how.
thanks admin
foot pain for no reason
شنبه 17 تیر 1396 02:17 ق.ظ
Loving the information on this web site, you have done outstanding
job on the content.
http://elitechum5716.jimdo.com/2015/06/26/new-hammer-toe-surgery
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 06:30 ب.ظ
Way cool! Some extremely valid points! I appreciate you writing this article and also the
rest of the website is also really good.
Mohamed
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 11:54 ب.ظ
whoah this weblog is magnificent i really like studying your posts.
Keep up the good work! You understand, many individuals are looking around for this
information, you can help them greatly.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها

دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ